
اضطراب، تروما و گفتوگوی درونی، چگونه بدترین سناریوها ساخته میشوند
نویسنده: تیم ژرفا
مدت مطالعه: ۴-۵ دقیقه
نیمهشب از خواب میپری. اتفاق خاصی نیفتاده، اما بدنت انگار مطمئن است خطری در راه است. قلب تند میزند، فک سفت میشود، ذهنت شروع میکند به سناریوسازی. فردا هم که بیدار میشوی، همان حس مبهمِ ناامنی هنوز با توست. این تجربه برای خیلیها آشناست؛ تجربهای که اسمش اغلب «اضطراب» گذاشته میشود، بدون اینکه کسی توضیح بدهد چرا این اضطراب ولکن نیست. اینجاست که پای تروما وسط میآید. نه لزوماً بهعنوان یک حادثهی بزرگ، بلکه بهعنوان ردپایی که در بدن و مغز باقی مانده و تعریف ما از امنیت را عوض کرده است.
اضطراب و تروما از کجا شروع میشوند؟ بدن جلوتر از ذهن
هر تجربهای اول وارد بدن میشود، نه فکر. قبل از اینکه بتوانی تحلیل کنی، سیستم عصبی تصمیمش را گرفته: «امن هست یا نه؟». این پاسخ سریع، ریشهی اضطراب است. به همین دلیل است که خیلی وقتها گفتنِ «میدانم منطقی نیست» هیچ تغییری ایجاد نمیکند. مسئله منطق نیست؛ مسئله بدنی است که یاد گرفته زودتر از ذهن واکنش نشان بدهد.
تروما: رویداد تمام میشود، اما اثرش نه
در روانشناسی مدرن، تروما فقط خودِ اتفاق نیست. تروما زمانی شکل میگیرد که یک تجربه آنقدر شدید یا غافلگیرکننده باشد که سیستم عصبی نتواند آن را پردازش کند. نتیجه؟ مغز بقایی یاد میگیرد که دنیا غیرقابل پیشبینی و ناامن است. وندرکولک نشان میدهد که «بدن امتیاز را نگه میدارد»؛ یعنی حتی وقتی رویداد تمام شده، بدن همچنان در حالت دفاع باقی میماند. این همان جایی است که اضطراب مزمن شکل میگیرد.
گفتوگوی درونی منفی؛ صدایی که خودت نیستی
بسیاری از افراد مضطرب با یک دیالوگ درونی دائمی زندگی میکنند: قضاوت، پیشبینی فاجعه، تحقیر خود. این صدا حاصل مجموعهای از تجربهها، پیامها و رابطههاست؛ نه هویت واقعی فرد. مشکل وقتی شروع میشود که این صدا را حقیقت مطلق میگیریم و هر واکنش هیجانیمان را بر اساس آن تنظیم میکنیم.
مغز مضطرب؛ وقتی آمیگدالا فرمان را دست میگیرد
در اضطراب و تروما، آمیگدالا – مرکز تشخیص خطر – بیشفعال میشود. همزمان، قشر پیشپیشانی که مسئول تنظیم هیجان و تصمیمگیری است، کاراییاش را از دست میدهد. نتیجه ساده است: واکنش شدید، بدون امکان مکث و انتخاب. این مکانیسم توضیح میدهد چرا در اوج اضطراب، دسترسی به منطق تقریباً غیرممکن میشود.
انعطافپذیری شناختی؛ خروج از تکمسیرهبودن اضطراب
اضطراب ذهن را باریک میکند. انعطافپذیری شناختی یعنی توان دیدن بیش از یک تفسیر و بیش از یک پاسخ. بهجای سؤالهای فرساینده مثل «چرا من اینطوریام؟»، سؤالهای کارآمدتری مطرح میشود: «این اضطراب چه چیزی را میخواهد محافظت کند؟». همین تغییر، مسیرهای تازهای در مغز فعال میکند.
اضطراب بهعنوان انرژیِ عمل
از نظر تکاملی، اضطراب برای بیحرکتکردن ما ساخته نشده؛ برای عملکردن ساخته شده. مشکل اینجاست که در دنیای امروز، فهرست «اگرها» بیپایان میشود و به اقدام واقعی تبدیل نمیشود. تبدیل نگرانیها به اقدامات مشخص، یکی از عملیترین راهها برای بازگرداندن حس کنترل است. اینجا اضطراب از دشمن به منبع تمرکز تبدیل میشود.
تروما فقط روان را درگیر نمیکند؛ بدن هم هزینه میدهد
وقتی سیستم عصبی مدت طولانی در حالت تهدید بماند، پیامدها فقط روانی نیستند. اختلالات خواب، مشکلات ایمنی، فرسودگی و دردهای مزمن از نتایج شایع تروما هستند. بدن هنوز در حال جنگیدن است، حتی وقتی جنگ تمام شده.
تنظیم سیستم عصبی؛ نقطهی شروع واقعی
اولین قدم لزوماً تحلیل گذشته نیست. تنظیم سیستم عصبی از سادهترین جا شروع میشود: تنفس آگاهانه. دم و بازدم آرام، پیام «امنیت نسبی» را به مغز میفرستد. وقتی بدن کمی آرام میشود، تازه امکان کار شناختی و هیجانی فراهم میشود.
این یعنی چه برای درمان؟
درمان اضطراب و تروما صرفاً گفتوگو دربارهی افکار نیست. کار اصلی، بازآموزی سیستم عصبی است: کمک به بدن برای تشخیص دوبارهی امنیت، کاهش واکنشهای خودکار و ساختن انعطافپذیری. درمان مؤثر، همزمان با بدن، هیجان و معنا کار میکند؛ نه فقط با فکر.
اضطراب و تروما نشانهی ضعف نیستند؛ نشانهی سیستمی هستند که زمانی برای بقا بیشفعال شده. سؤال اساسی این نیست که «چطور اضطرابم را حذف کنم»، بلکه این است: «چطور دوباره به بدنم یاد بدهم که همهچیز تمام شده؟». پاسخ این سؤال، مسیر درمان را مشخص میکند.
اگر احساس میکنی اضطراب یا اثرات تروما از سطح آگاهی گذشته و در بدنت ماندگار شده، کار درمانی میتواند فضایی امن برای بازسازی این رابطه با خودت باشد. در کلینیک رواندرمانی ژرفا، درمان با درک عمیق از سیستم عصبی و تجربهی زیستهی فرد آغاز میشود، نه با نسخههای کلی.
منابع:
- Van der Kolk, B. (2014). The Body Keeps the Score
- LeDoux, J. (1996). The Emotional Brain
- Siegel, D. (2012). The Developing Mind
تاریخ انتشار: 22 آذر 1404
این مقاله تنها یک نگاه کلی به "اضطراب، تروما و گفتوگوی درونی، چگونه بدترین سناریوها ساخته میشوند" و جنبههای مختلف آن ارائه میدهد و صرفا جهت آموزش یا اطلاعرسانی منتشر شده است. برای درک عمیقتر و کسب اطلاعات بیشتر، مشاوره با یک متخصص روانشناسی توصیه میشود.